منوي اصلي

موضوعات

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

امکانات دیگر

نظر
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۰۱/۰۷

کاندیدای احتمالی انتخابات مجلس دهم

منتظر نظرتان هستیم


دكتر عبدالوحید فياضي- فلاح - علي اسماعيلي - یزدانی - دکتر حميدرضا ناطق نوری- حاج جواد اسماعیلی- فرزانه- متولي - کیانی

 


برچسب‌ها: کاندیدای احتمالی انتخابات مجلس دهم

7 تیر؛ روزی که نور در غم از دست دادن نماینده اش می گرید
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۴/۰۴/۰۶
http://static2.ilna.ir/thumbnail/XBgyTTOogLSQ/jdOw6BVd1SZ0XgtbFlLET1vjfimSnxrIh15-ciVEfJDiEm5rANYWEVC8MAPeJV_EQ05307vU6-guvmE83LlXXyVB_ngU2gMHLwGaHSHC0rtvv_FGb7-h7OISbmsA1hYR2luj8lYWIDP6vjP0H3Sq7se9hiTywHDdYNpiPPBuvrg,/7.jpg

7 تیر؛ روزی که نور در غم از دست دادن نماینده اش می گرید.

 مظلومانه زیست و مظلومانه پرکشید

فرزند : ابوالقاسم

تولد :  5/5/1314 

شهادت :  7/4/1360

محل شهادت : تهران - حزب جمهوری اسلامی

مزار : روستای اوزکلا

مسئولیت ها: سرپرست بنیاد مستضعفان و جانبازان در شمال کشور، دادیار دادگاه انقلاب شهرستانهای نوشهر و چالوس، نماینده مردم نور در مجلس شورای اسلامی

شهید عباسعلی ناطق نوری،‌ پنجم مرداد ۱۳۱۴ در قریه اوزکلا از توابع شهرستان نور در استان مازندران متولد شد. وی دومین پسر خانواده بود.

عباسعلی ناطق نوری،‌ نامزد نخستین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه نور شد و با کسب ۶۷ درصد از آراء مردم این شهرستان به خانه ملت راه یافت.

شهید عباسعلی ناطق نوری، تقویت پشت جبهه ها را نیز مانند خط مقدم جبهه ضروری می¬دانست . معتقد بود نباید از‌آن غافل شویم زیرا در آینده ممکن است خلاء¬هایی برای ما ایجاد نماید.

رشد و توسعه پیدا کردن نور را یکی از آرمان های شهید ناطق نوری در تصدی مسئولیت نمایندگی مجلس بود

در فاجعه تروریستی هفتم تیر سال ۱۳۶۰ شربت شهادت نوشید و به دیدار کسی شتافت که هر روز نام او را بارها به زبان می آورد و می گفت:‌ «یا حسین»پیکر پاک شهید عباسعلی ناطق نوری، با شکوه امت وفادار به شهر نور منتقل و در زادگاهش به خاک سپرده شد.
از شهید عباسعلی ناطق نوری ۵ فرزند بنام های حسین( ۱۳۳۳)، علی (۱۳۳۷)، مرتضی(۱۳۳۹)، فاطمه(۱۳۴۷) و زهرا (۱۳۵۴) به یادگار مانده است.
علی ناطق نوری، فرزند شهید در تاریخ ۱۱/۱/۱۳۶۵ در منطقه عملیاتی فاو به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

ویژگی های اخلاقی و شخصیتی شهید، پاسدار حریم ولایت، معتقد به اصول و اعتقاد اسلامی، متواضع، برخاسته از ملت، سخت گیر در برابر دشمنان، دوستدار خانواده، مانوس با جوانان، نفوذ کلام، رسیدگی به محرومان و حسن خلق و نرمی گفتار در مباحثه از ویژگی های شهید عباسعلی ناطق نوری بود.


هدر قاصدک
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۱۱/۲۴
http://uplod.ir/54cxom9d8jxv/header_ghasedak.jpg.htm

header ghasedak.jpg


دلنوشته های تکان دهنده دختر سردار شهید مهدی ابراهیمی
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۱۱/۲۴
 

روزهایی بود که پشت حیاط خانه دور از چشمان مادر گریه می کردم و با خدا نجوا می کردم که "خدایا از تو خواهش می کنم همین روزها بمیرم تا بتوانم پدرم را ببینم چون دلم برایش تنگ شده" می دانم که قصه همه غصه هایم را از حفظ هستی و همه این سالها ما را نظاره میکردی.

به گزارش شلمچه نیوز، سردارشهیدمهدی ابراهیمی در تاریخ 21 بهمن 1364 در عملیات والفجر8 به شهادت رسید.

 متن زیر را دختر این شهید عزیز  در یادواره شهدای شهرستان سوادکوه قرائت کرد.

این یادواره دهم بهمن 92 برگزار شد که می خوانید:

امروز دست به دامن اشک و ناله و آه می شوم تا دستانم بتوانند بغض سالهای دور از تو را بنگارند.

چه سخت است نوشتن از لحظاتی که خاطراتش سالها به جانم شراره زده و چه طاقت فرساست بایگانی و واگونکردن این تلخی ها.

در جدال بغض و حرف دستانم تصمیم نهایی را گرفته و قرار است از بیست و هفت سال پیش برای تو بنویسم.

از زمستان سال شصت و چهار که همراه بقیه به تشیع جنازه شهدا رفته بودیم. خوب به یاد دارم که چندین ماشین پشت سر هم، هریک حامل چندین تابوت شهید بود و روی تابوت ها اسامی شهدا نوشته شده بود و در آن شلوغی عده ای دنبال نام تو می گشتند و من نمی فهمیدم چرا؟ .....شلوغ بود و صدای آه و ناله می آمد.

ساعتی بعد ما همراه جمعیت به حیاط حسینیه ی محل برگشتیم. وقتی به خودم آمدم دیدم بالای دستها هستم و به پیکری که داخل قبر گذاشته شده نگاه میکنم.

وای خدای من! این تو بودی، پدر؟ پیکری که با لباس سبز همیشگی در میان پلاستیکی پیچیده شده بود و در قبر آرمیده بود؟براستی این تو بودی که چشمهایت را بسته بودی؟

چطور آن چهره زیبایت و آن قیافه دوست داشتنی ات ورم کرده بود و صورتت خونی شده بود؟ براستی آن جسم خفته در خاک تو بودی؟

نه، تنها تو نبودی، من نیز با تو مُردم، تنها جسم مطهر تو نبود که دفن شده، آرزوها و خوشی های دختر سه ساله ات  نیز با تو دفن شد.

اما چه آرام چشمهایت را بسته بودی و با خود نگفتی که دخترت آن شب تا صبح نخوابید؟ آن شب همه فامیل جمع شده بودند که مرا بخوابانند اما نمی دانستند من برای سالهایی بی قراری می کنم که تو نیستی و هیچکس نمی تواند رنج بی کسی را با من شریک شود.

سالهایی که نه هیچکس فرصت دارد از تو و مرام تو برایم بگوید و نه کسی دوست دارد تعریف های دخترت، از پدر دردانه اش را بشنود.

سالهایی که اگر نگویم هر لحظه اش، هر روزش برایم مالامال از رنج و محنت بود.

امروز می خواهم رازهایی از آن سالها برایت بگویم که تا بحال به زبان نیاوردم. وقتی بچه بودم همیشه از اینکه تورا به یاد ندارم و خاطره ای از پدرم ندارم که برای دوستانم تعریف کنم ناراحت بودم و مجبور بودم برایشان دروغ سرهم کنم، باورت می شود پدر؟ به آنها می گفتم "دیروز با مادرم سوار هواپیما شدم و رفتم تو آسمان و اونجا پدرم را دیدم". آنها هم ناباورانه گوش می کردند. اما یکروزخواهر بزرگتر یکی از بچه ها مرا در بین راه مدرسه دید و بهم گفت "چرا پیش بچه ها اینقدر دروغ سر هم می کنی؟ " و من آن روز از شدت ناراحتی و غصه داشتم دق می کردم.

دیگر حتی دروغ هم نمی توانستم بگویم. چه شب ها که دلم می گرفت و هوای تو را می کرد. چه روزها که چشمم به تصاویر پخش شده آزاده ها بود که شاید تو با آزاده ها برگردی، با اینکه می دانستم شهید شدی.

و تلختر اینکه وقتی تصاویر تمام می شد و تورا میان آنها پیدا نمی کردم، همچون ابر بهاری می گریستم.

روزهایی بود که پشت حیاط خانه دور از چشمان مادر گریه می کردم و با خدا نجوا می کردم که "خدایا از تو خواهش می کنم همین روزها بمیرم تا بتوانم پدرم را ببینم چون دلم برایش تنگ شده" می دانم که قصه همه غصه هایم را از حفظ هستی و همه این سالها ما را نظاره میکردی.

حتی همان روزی که برای مسابقه شاگردان ممتاز با کتونی پاره رفته بودم و تمام طول آزمون مراقب بودم که کسی کتونی پاره ام را نبیند. و من چقدر خجالت کشیدم وقتی یکی از معلم ها با لحن توهین آمیز بهم گفت: چرا کتونی ات پاره هست؟ میدانم که برایمان غصه می خوردی، آن روزهایی را می گویم که مادر سه تا بچه قد و نیم قد را با همه سختی و نداری بزرگ می کرد و فقط زخم زبان می شنید.. چقدر قلبم به درد می آمد آن روز که مادر پس از سالها و با همه دست تنگی، آبگرمکن خرید ولی دیگران می گفتند "کاش پدر ما شهید می شد تا برای ما آبگرمکن هدیه بیاورند"!

پدر، می دانی چقدر دردناک بود؟ آن روزی را می گویم که سر کلاس دینامیک دانشگاه، بچه ها جنگ و جبهه را به تمسخر می گرفتند و من نمی توانستم جانانه از تو و همرزمانت دفاع کنم. چون اگر لب از لب وا می کردم متوجه میشدند که من فرزند شهیدم و کنایه ها شروع میشد. با اینکه نمره اول کلاس بودم ولی مطمئن بودم از فردا هر روز بهم طعنه میزنند که "فرزند شهیدی؟ سهمیه داشتی قبول شدی؟" خیلی دردناک هست که با همه وجود به پدرت و آرمانش و راهی که انتخاب کرد افتخار کنی ولی هیچ وقت جرات نداشته باشی بیان کنی که فرزند شهیدی و اگر راجع به پدرت بپرسند در جواب فقط بگویی" وقتی د!بچه بودم فوت کر

پدر، از آخرین بهمن دیدار سالها گذشته و من بیست و هفت سال است که بدون تو زندگی میکنم اما فقط خدا میداند که در این سالها چه کشیدیم

هنوز وقتی تصاویر رزمنده ها پخش میشود ناباورانه نگاه می کنم تا شاید مهدی من در میان آنها باشد. هر سردار و فرمانده ای خاطره ای تعریف می کند، شش دونگ حواسم هست که شاید خاطره ای از تو بگویند.

رفتی و نگفتی آخر دخترت چگونه شبها بخوابد وقتی در این سالهای فراق هر بار که به خوابش آمدی نتوانسته حتی یکبار صورتت را در خواب  ببیند. دردانه بابا چطور زندگی کند وقتی حتی یک خاطره از تو بیاد ندارد؟

فرمانده پیروز من، شنیدم شبهای آخر به یکی از دوستانت گفتی که دو تا و نصفی بچه داری! و آخرالامر نیز، قبل از تولد آخرین نیمه ات (آخرین فرزندت) از بین ما رفتی. من فدای روح بلند تو شوم که همه احساست را فدای اعتقادت کردید. پدر می بینی؟باز هم در گفتگوی با تو باختم ! چرا که همش از احساسم سخن گفتم و صبر در راه اعتقادات را فراموش کردم . من دختر پدری هستم که هسنگرانش همیشه از نماز شب هایش می گویند اسطوره ای که هنگام شهادت مشتش را گره کرد بود و تکبیر می گفت، اما بازهم ناتوان و دلتنگ هستم  .

پدر،امروز  به اینجا آمدم چون ،شنیده ام که می آیی . امروز تو ویارانت. شهیدان سرافراز شهرستان سوادکوه و همه ی شهیدان این مرز و بوم، شنیده ام که امروز می آیید.

به دوستان هم گفته ایم که امروز می آیید به همسنگرانتان و  به همه ی آنان که دوستتان داشتند گفتیم که امروز  می آیید.

گفتیم که همه بیایند تا با دیدارتان غبار از دل بشوییم .گفتیم همه بیایند تا دلتنگشان را صفا دهند و با دیدنتان برای یک لحظه هم که شده  نفس راحتی از نفس بیمار و نزار خویش کشند.

 گفتیم که همه گمشدگان بیایند، آنها که چشمه عشق را همچون من گم کردند و بی وضو ماندند زیرا سالهاست که لابه لای هیاهوی تظاهر گم شدیم و صداقت را در اول آبادی تنها گذاشتیم .

گفتیم تا همه بیایند تا به یاد بیاورند آنانی که تاریخ را عوض کردند مردان پاکی بودند که باور داشتند روزی خواهد رسید که محاسبه اعمال ، فمن یعمل مثقال ذره شرا یره می شود.

گفتیم تا همه بیایند به پابوس  آنهایی که اگر می خواندند" ولایمکن الفرار من حکومتک" ایمان داشتند که همه جا قلمرو خداوندی است که حتی از درون توهم آگاه است.

گفتیم که همه بیایند به زیارت امامزادگانی که نماز شب را حتی به دور از چشمان مادر خویش می خواندند تا ریا نشود.

 

ای همه ی آنایی که همچون من در خود گم شده اید بیدار شوید که اینجا حریم یار است و  گاه گاه هوشیاری

گوهرالشریعه ابراهیمی بشلی

فرزند شهید مهدی

 باتشکر از هادی صداقتی بورخانی خبرنگار شلمچه نیوز در قائمشهر- سوادکوه


پلاک سوم
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۱۱/۲۰
IMG_0001.JPG

IMG_0002.JPG


تغییرات جدید در سطح فرمانداری ها
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۱۰/۱۹

قائمشهر سوادکوه شمالی و شاید سیمرغ شهرستانهایی که بزودی فرمانداران خود را خواهند شناخت

 مهدی محمدی فرماندار سابق نور به قائمشهر خواهد رفت


سرخ رود بخشی برای محمودآباد یا آمل!!!
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۱۰/۱۹
سرخ رود بخشی برای محمودآباد یا آمل!!!
http://www.farsnews.com/shares/img/logo.gifگروه استانها - مازندران - 47 خبر
مهاجرت قو ها
حمزه محمد حسینی
مهاجرت قوهای مهاجر از سیبری به سرخرود آمل

هر ساله همزمان با اواسط پاییز تا پایان زمستان قوهای مهاجر از مناطق اروپایی و سیبری به سرخرود آمل مهاجرت کرده و در این تالاب مناظر زیبایی خلق می‌کنند.




پلاک دوم
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۱۰/۱۹

پلاک دوم طواف لاله های زهرایی در منزل

شهید اسماعیل مهدوی


P1040248                                 

مراسم طواف لاله های زهرایی دیدار با خانواده های معظم شهدا با عنوان پلاک به پلاک در شب جمعه مورخه ۱۹/۱۰/۹۲ بعداز نماز مغرب و عشا با حضور امام جمعه چمستان حجةالاسلام جباری وریاست تبلیغات اسلامی شهرستان و آقای دلدار بخشدارچمستان مهندس بوداغی شهر دار و اعضای شورای شهر چمستان با همراهی هیئت محبان ابا صالح المهدی (عج ) در منزل شهید اسماعیل مهدوی اسپی کلا برگزار گردید . که در این مراسم حجةالاسلام والمسلمین آزادیان ریاست محترم اداره تبلیغات شهرستان نور به عنوان سخنران به مناسبت شهادت امام حسن عسگری علیه السلام در مورد زندگانی آن حضرت اظهار داشتند : امام حسن عسگری در سال ۲۳۲ هجری قمری در مدینه به دنیا آمدند و در عمر کوتاه ۲۹ سال خود قدم های مهم و تأثیر گذاری در جهت نشر و ترویج اسلام ناب محمدی برداشتند به همین خاطر حکام ستمگر عباسی، وجود این امام همام را برتابیدند و ایشان را در سن ۲۹ سالگی به شهادت رساندند. نکته قابل توجه درباره زندگی امام حسن(ع) آن است که ایشان سه سال از مدت شش سال امامت خود را در زندان های عباسی سپری کردند که این امر نشان از نگرانی حکام آن دوران از روشنگری های امام حسن عسکری(ع) بوده است. دوران امام حسن عسگری(ع) دوران اوج گیری قدرت عباسیان بود به همین دلیل جو خفقان و عدم آزادی نشر مفاهیم شیعی در جامعه آنروز وجود داشت، به طوری که حکومت اموال شیعیان را مصادره و در اختیار دشمنان تشیع قرار می داد و امام حسن و اصحاب ایشان مورد مراقبت های شدید دستگاه عباسی قرار داشتند، به همین خاطر این امام همام فعالیت های فرهنگی را در دستور کار خود قرار دادند و در این زمینه تحولات جدی در علوم دینی ایجاد کردند. و در پایان با تقدیر از پدر شهید اسماعیل مهدوی و مداحی سید سعید موسوی جلسه به پایان رسید .

P1040258P1040252

P1040251P1040250

P1040238P1040234

P1040233P1040247



چرا پس از نام امام سه صلوات می فرستیم
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۱۰/۱۹
آیت الله فلسفی:چرا پس از نام امام سه صلوات می فرستیم در مراسم نمازجمعه تهران پیش از خطبه ها آیت الله محمد تقی فلسفی با اشاره به نقش روحانیت در انقلاب گفت: مگر مصدق جرات داشت در برابر شاه بایستد اما این فقط امام است که در مقابل شاه ایستاد. وی در ادامه به دلایل فرستادن سه صلوات پس از نام بردن از امام خمینی پرداخت و اظهار داشت: یک صلوات برای نفی شیطان بزرگ آمریکاست، صلوات دیگر برای نفی صهیونیست که شیطان کوچک است، فرستاده می شود و  سوم هم  برای نفی ملی گراها و گروهک های ضد انقلاب فرستاده می شود.


تب تغییرات در شهرستان ها بالا گرفت
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۱۰/۱۶
تب تغییرات در شهرستان ها بالا گرفت

بر اساس شنیده ها تغییر فرمانداران شهرستان های  باقی مانده  شتابی بیشترگرفته است.

آخرین خبرها از بخشداری های استان حاکی از تغییر همه بخشداران مرکز استان به غیر  از بخشدار مرکزی شهرستان ساری می باشد.
 دیگر گزینه تصدی بخشداری در شهرستان تازه تاسیس نیز "مسئول روابط عمومی "این شهرستان می باشد که نیرویی مجرب ، کاربلد و از نیروهای بدنه وزارت کشور است .


هراز نیوز :شهید گمنام شب مهمان خانه سردار میرشکار در آمل بود
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۱۰/۱۵
شهید گمنام شب مهمان خانه سردار میرشکار در آمل بود

عکس۰۲۲۴


نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۱۰/۱۴
نماینده مردم نوشهر و چالوس در مجلس:
میراث فرهنگی بازسازی خانه نیما را در اولویت قرار دهد


خبرگزاری فارس: میراث فرهنگی بازسازی خانه نیما را در اولویت قرار دهد

به گزارش خبرگزاری فارس از نوشهر، قاسم احمدی‌لاشکی شب گذشته در چهارمین همایش ملی شب نشان نیما گفت: نیما یوشیج روش جدیدی را در حوزه ادبیات و شعر بنا نهاد و این امر تحولی بزرگ در شعر به وجود آورد.

وی افزود: آنچه در اشعار نیما یوشیج به چشم می‌خورد هویت، بازیابی شخصیت و احساس فضای بومی و محلی است.

نماینده مردم نوشهر و چالوس در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: در چند دهه گذشته، نیما یک ویژگی خاص و منحصر به فردی را به ما که میراث‌‌دار چند هزار ساله در شعر هستیم داد و امروز نام و اشعار نیما یوشیج ماندگار شد.

وی همچنین با انتقاد از عدم توجه میراث فرهنگی به خانه نیما یوشیج تصریح کرد: میراث فرهنگی موظف است اولویت نخست خود را رسیدگی به خانه نیما، مباحث فرهنگی و گردشگری آن قرار دهد.

احمدی‌لاشکی گفت: باید در قبال این بزرگمرد مازندرانی کاری در خور شایسته انجام شود و در این زمینه همه باید تلاش و همت کنیم.

------------------------------------------------

چهارمین همایش ملی شب نشان نیما جمعه شب با حضور مسئولان و هنرمندان ملی، استانی و شهرستان نوشهر در سالن اجتماعات اداره کل بنادر و دریانوردی مازندران ـ نوشهر برگزار شد.

---------------------------------------------------

 انتخابات نور: تا به حال فکر میکردیم نیما اهل نور بوده !!!!!!!!


رزمنذگان چمستانی
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۱۰/۱۲
حضور پرشور رزمندگان هشت سال دفاع مقدس (چمستانی ها ) در گردهمایی 15 هزار نفری بابل سخنران سرلشگر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

گردهمایی 15 هزار نفری حماسه سازان ولایت مازندران در بابل

سقوط پراید در رودخانه الشرود جاده چمستان
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۱۰/۱۱

سقوط پراید در رودخانه الشرود جاده چمستان

هراز نیوز :خودرو  پراید با چهار سرنشین به داخل رودخانه الشرود سقوط کرد که خوشبختانه به طور معجزه آسایی ۴ سرنشین ان هیچ گونه آسیبی ندیدند  ، جالب اینکه  این خودرو قبل
سقوط در رودخانه به خودرو های  پارک شده در کنار جاده که متعلق به کارمندان شرکت زربال بود نیز برخورد کرد و سپس  منحرف شده است.

عکس و خبر : محسن کردیان هراز نیوز

Photo-0094Photo-0102


شهید سپهری
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۱۰/۰۸
تندیس شهید امیر سر لشگر جعفر سپهری در میدان امام ساری 1

http://www.bloghnews.com/uploads/ejlasieh/02.jpg


یک عقرب ناجی زائران حسینی(ع) شد
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۱۰/۰۸
یک عقرب ناجی زائران حسینی(ع) شد

به گزارش شمال نیوز به نقل از مشرق به نقل از خبرگزاری المدینة نیوز، زائران ایرانی که امسال در مسیر عشق حسینی حرکت می کردند، گزارش دادند: یک زن که به نظر می رسید خسته است، برای استراحت وارد یکی از خیمه‌ها شد و در خواب عمیقی و طولانی فرو رفت.
 
طولانی شدن خواب این زن باعث شد تا دیگران را متوجه خودش کنند. به همین دلیل به سمت زن آمدند و او را صدا زدند اما جوابی نداد و اینگونه متوجه شدند که وی مرده است و در کنارش عقربی را پیدا کردند که آن نیز مرده بود. گوئیا که این زن توسط نیش همان عقرب مرده باشد.
 
زنان وقتی تلاش می کردند که جسد وی را به خیمه کناری ببرند، احساس کردند که جسم عجیبی در وسط بدن زن است. وقتی لباس وی را کنار زدند یک کمربند انفجاری دیدند که به دور کمرش بسته شده بود.
 
نیروهای امنیتی خود را به محل رساندند و به راحتی و بدون هیچ تلفاتی بمب کمری را خنثی کردند.


عکس تکان دهنده از حرم حضرت سکینه(س)
نویسنده : m.b.esmaili موضوع : ۹۲/۱۰/۰۶
عکس تکان دهنده از حرم حضرت سکینه(س)حرم حضرت سکینه در شهر داریا قرار دارد. نیمی از شهر که حرم حضرت سکینه (ع) هم در آن قرار دارد با مجاهدت رزمندگان حزب الله و شیعیان و ارتش سوریه به تصرف در آمده و نیمی دیگر در تصرف تکفیری هاست.


درباره ما

نویسندگان سایت

پیوند روزانه

پیوند وبلاگ
Change By: Meli Download