اخبار شهرستان نور
اخبار شهرستان نور - چمستان - رویان - ایزدشهر - بلده  
نويسندگان

همراه با ما تا انتخابات 94


برچسب‌ها: کاندیدای احتمالی انتخابات مجلس دهم
[ ۹۲/۰۱/۰۷ ] [ ۰:۰ قبل از ظهر ] [ m.b.esmaili ]

دکتر حمید برای انتخابات استانی می آید

 

ناطق
به گزارش هرازنو،احمدناطق نوری پدر پارلمان ایران در گفت و گو با هراز نیوز به تشریح وضیعت فعلی منطقه نور و محمودآباد پرداخت و عنوان کرد:من خودم را از ابتدا وقف مردم کردم و اکنون نیز که نماینده مردم نیستم مراجعه کنندگان بنده هر هفته جمعه بیشتر از بسیاری از نمایندگان منطقه است.
احمد ناطق نوری در پاسخ به سوال خبرنگار هراز مبنی بر اینکه چه شد شهری که در گذشته شهر تبعیدی ها نام داشت هم اکنون قطب اقتصادی و فرهنگی شده است،اظهار کرد:سال اولی که وارد عرصه نمایندگی شدم همانطور که شما می گویید نور شهر تبعیدی ها نام داشت ولی من از همان اول ۳ هدف را با خودم عهد کردم که انجام دهم ارتباطات،فرهنگ و اقتصاد چون معتقد بودم کار در دل فرهنگ سازی صورت خواهد گرفت،اول کاری که در منطقه انجام دادم دانشگاه تربیت مدرس را تاسیس نمودم و بعد به دستور امام و رئیس جمهور وقت که مقام معظم رهبری بودنند زمینی را گرفتم و ۲ کلاس از دانشگاه آزاد چالوس را به نور آوردم و اکنون دانشگاه آزاد غریب بر ۳ هزار دانشجو از سراسر کشور در نور دارد که این خود منشا بسیاری از فرهنگ سازی ها شد و هم اکنون نیز می شنوم که می گویند ناطق نوری دانشگاه آزاد را تاسیس کرده تا بستگانش را بیاورد ولی خدا می داند همان کسی که این حرف ها را درست کرده  ۴تن از بستگانش نیز در بهترین بخش های دانشگاه مشغول به کار هستند در صورتی که حتی یک بچه محل ناطق نوری هم در دانشگاه آزاد مشغول به کار نیست.
مشاور وزیر نفت با بیان اینکه در روزگاری که من نماینده شدم چراغی در نور و محمودآباد روشن نبود ،بیان کرد:اکنون که با زحمات شبانه روزی بنده نور به منطقه اقتصادی و فرهنگی تبدیل شده است این همکار ما که به تازگی به مجلس ورود پیدا کرده است ادعا می کند خرابه ۳۰ ساله را تحویل گرفته است ولی من نمیدانم خرابه ۳۰ ساله را یا این همکار ما ندیده است و یا مشاوران او از گذشته و حال نور و محمودآباد به توضیح نداده اند.
بنده پارتی بازی هم خواهم کرد
احمد ناطق نوری با اشاره بر اینکه بنده اهل پارتی بازی هم هستم،افزود:هرکسی که بخواهد در منطقه نور،محمودآباد و بلده سرمایه گذاری کند آنقدر حمایتش خواهم کرد تا همه بگویند آن طرح برای ناطق نوری است و امروز نیز این ادعا را دارم که روزی که نماینده مردم شدم بنا را گذاشتم تا ارتباطات و راه ها را درست کنم و این امر را نیز محقق کردم راهی که من درست کردم امروز در زمان سیل بلده به کمک مردم آمد و مردم را نجات داد.
رئیس فدراسیون بوکس در پاسخ به سوال خبرنگار هرازنیوز مبنی بر اینکه مردم منطقه نور،محمودآباد و بلده خلا وجودی خاندان ناطق نوری را در مجلس حس می کنند و خواستار این هستند که به نوعی شما این خلا را پر کنید،بیان داشت:بنده از لحاظ سنی نمی توانم در انتخابات آتی مجلس شرکت کنم مگر اینکه شرایط سنی را بردارند ولی اگر انتخابات استانی شود پسرم دکتر حمید شرکت خواهد کرد ولی این قول را من به مردم خواهم داد در هر لباس و یا مقامی باشم از آبرویم برای مردم خواهم گذاشت به این دلیل که من از کف خیابان و جنوب تهران بلند شدم تا به مردم خدمت کنم.
گفت و گو:سینا قربانی

 

[ ۹۴/۰۲/۱۵ ] [ ۹:۵۸ قبل از ظهر ] [ m.b.esmaili ]

[ ۹۴/۰۱/۰۹ ] [ ۱۵:۳۸ بعد از ظهر ] [ m.b.esmaili ]

اینجا شهرستان نور؛

خواستگاه مدیران غیر بومی...

 

 

در این چند وقت، مدیران غیر بومی بسیاری آمده‌اند که نگاهشان به شهرستان نور، صرفاً نگاه دوران کارآموزی بوده و شهرستان نور و مسند اشغال شده را بهترین سکو برای پریدن دیده‌اند و بعد توانمندشدن هم به دیار خود رفته‌اند؛ البته به عنوان مدیر کارآزموده! و حال چشمان بیدار کجا هستند؟؟؟

و سوال بسیاری از جوانان شهرستان اینست آیا تعداد مدیران بومی شهرستان در جلسه شورای اداری به تعداد انگشتان یک دست میرسد ؟؟؟؟

 

 

مدیران ارشد استان و نماینده محترم این را بدانید که قطعاً مدیران غیر بومی  در هیچ کجا دلسوز تر از بومی ها نیستند و نخواهند بود .

شهرستان نور با اتکا به فرزندان بومی و نخبگان خود ساخته شده است اما ادارات و نهاد ها توسط غیر بومی ها اداره و مدیریت میشود.

باید از نخبگان بومی شهرستان نور در راس هرم مدیریت اداری و اجرایی شهرستان بهره برد تا رشد  شان را شاهد باشیم و در آینده ای نزدیک به واسطه همین کسب تجربه بتوان از آن ها در مدیریت های کلان استفاده کرد.

حسن به کار گیری افراد بومی در مدیریت های مختلف این است که شخص با پتانسیل ها ،نقاط قوت و ضعف محل زندگیش آگاه است و این آگاهی برای  اتخاذ هر تصمیم گیری کمک حال مدیر می باشد.

 ظاهراًقطار انتخاب مدیران غیربومی در شهرستان نور  و توابع توقفی نداردو هر حال شاهد سرعت گرفتن آن هستیم.

منظور ما از طرح این گفته، حمایت از فرد و جناح خاصی نیست بلکه مدیران بومی مستعد و جوان شهرستان سر فراز نور با سابقه درخشان قبل و بعد از پیروزی انقلاب  مدنظر ماست که قربانی مسائل غیراصولی شده اند.

مسئله عدم توجّه به نیروهای بومی و استفاده از مدیران غیر بومی در مدیریت  ادارات و نهاد ها  از مسائل و مشکلاتی است که چندیست با آن دست و پنجه نرم می کنیم و این کم توجّهی به استفاده از نیروهای بومی در پست های کلیدی، باعث شده تا تربیت نیروی کارآمد و متخصّص بومی کمتر مورد توجّه قرار گیرد و از سویی حضور برخی از مدیران کم تجربه و بی تخصّص غیربومی در این شهرستان موجب شده شهرستان نور به سکوی پرش و ترقّی برخی از غیر بومی‌های کم تجربه و غیر متخصّص مشهور گردد.

موج انتصاب غیربومی‌ها زمانی بیش‌تر نمود پیدا می‌کند که می‌بینیم  در سایر شهرستانهای همجوار نور مسوولان حتی جرأت مطرح کردن نام غیربومی‌ها را برای تصدی مدیریت نهادها به خود نمی‌دهند .....

پس از نگارش این چند سطر نمیدانم به کدامین مسئول ارشد  و ....در شهرستان یا بخش های تابعه نور ارجاعش دهم چون همه غیربومی بودند....

...................

[ ۹۳/۱۲/۱۷ ] [ ۲۱:۴۶ بعد از ظهر ] [ m.b.esmaili ]
[ ۹۳/۱۱/۲۷ ] [ ۸:۲۵ قبل از ظهر ] [ m.b.esmaili ]

 

[ ۹۳/۱۱/۱۴ ] [ ۱۳:۲۶ بعد از ظهر ] [ m.b.esmaili ]
استدلال سال گذشته اصلاح طلبان همواره این بود که 30درصد مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم های اقتصادی و 70درصد ناشی از بی تدبیری دولت محمود احمدی نژاد است . . .

دولت تدبیر و امید بر سرکار آمد آنها همه کاسه و کوزه ها را بر سر تحریم های اقتصادی ریختند و در هر تریبونی گفتند مردم مشکل معیشتتان در گرو حل این تحریم هاست . . .

وقتی 24ساعت بعد از اینکه برگه رای خود را با نام «سعیدجلیلی» در صندوق انداختم و شاهد پیروزی «حسن روحانی» در انتخابات شدم و حدود یک ماه و نیم بعد نام ظریف را به عنوان وزیر امور خارجه شنیدم به یقین رسیدم که باز هم ماجراهای اعتمادهای بچه گانه روحانی و تیمش همانند سال های 82و83 کار دست مملکت میدهد . . .

سر و صداهای پروپاگاندایی ظریف مچکریم . . .
 

 

به خاتمی رای داده اند تا هاشمی تکرار نشود ، به احمدی نژاد رای داده اند تا خاتمی و هاشمی تکرار نشوند و به روحانی رای داده اند تا احمدی نژاد تکرار نشود . . .

 

امید ایجاد شده کاذبی که در مورد ژنو در مردم بوجود آمده و انتظار حل مشکل معیشتی آنها بعد از چندماه وقتی که پوچ از آب دربیاید بخش زیادی از مردمی که به روحانی رای دادند را مقابلش تعریف می کند . .

 

وقتی با یک تماس ده دقیقه ای و یک شیردال تقلبی و چند لبخند میشود ظریف را تشویق به امضای توافقنامه ای کرد که از هر طرف بخوانی یک گاف بزرگ برای ایران محسوب میشود . . .

 

شانزدهم آذر سال گذشته دانشگاه تهران میزبان سعیدجلیلی بود و درست در روزی که همه منتظر بودند جلیلی کرکری بخواند برای تیم جدید مذاکره کننده اما مثل همیشه سعی کرد تقوای سیاسی اش را بجای هرچیز دیگری به رخ مخالفانش بکشد . . .

 

و بیش از پیش درایت و بصیرت سیاسی حضرت آقا اثبات شد که فرمودند :

 

اگر یک روزى هم مسئله‌ى هسته‌اى حل شد - فرض کنید جمهورى اسلامى عقب‌نشینى کرد؛ همان‌که آن‌ها می‌خواهند - خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد؛ نه، ده بهانه‌ى دیگر را به‌تدریج پیش می‌کشند: چرا شما موشک دارید؟ چرا هواپیماى بدون سرنشین دارید؟ چرا با رژیم صهیونیستى بدید؟ چرا رژیم صهیونیستى را به رسمیّت نمى‌شناسید؟ چرا از مقاومت در منطقه‌ى به قول خودشان خاورمیانه حمایت می‌کنید؟ و چرا؟ و چرا؟ و چرا؟
[ ۹۳/۱۱/۱۰ ] [ ۱۲:۳۱ بعد از ظهر ] [ m.b.esmaili ]

 

ﻣﺎ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ . . . ﺑﺤﺚ ﻣﻨﺶ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺴﻠﮏ ﻫﺎﺳﺖ ؛ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺷﮑﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻋﺰﺕ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﻋﺪﻩ ای عزت را بر شکم ؛ ﺩﻋﻮﺍﯼ ﺑﺸﺮ ﺍﺯ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺑﺮﺳﺮ ﺩﺭﮎ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺑﻮﺩ ، ﮐﻪ ﺣﺴﯿﻦ ‏(ﻉ‏) ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺮﺑﺎﻧﮕﺎﻩ ﮐﺸﺎﻧﺪ ﺁﻧﺎﻧﮑﻪ ﺷﮑﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻋﺰﺕ ارجح ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ مزد یک ﺗﻮﺑﺮﻩ ﮔﻨﺪﻡ ، ﺑﻪ ﻧﺒﺮﺩ ﺑﺎ ﺣﻖ ﺭﻓﺘﻨﺪ.

آری ما هنوز" ﺍﻓﺮﺍﻃﯽ " ﻭ " ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺭﺳﯿﺪﻩ " ﻭ " ﺑﯽ ﺳﻮﺍﺩ " ﯾﻢ ؛ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﺭﺟﻪ ﻧﺮﺳﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﺑﮕﺮﯾﯿﻢ ، ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺎ ﮐﺠﺎ ﻭ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﺩﺭ گلو ﻭ ﺧﺎﺭ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ . . .


ﺣﺎﻝ ﺣﺴﯿﻦ ﺭﺍ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﺪ ، ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﺩ ﻭ ﻫﻠﻬﻠﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ نشنوند . . .


ﺍﯾﻦ ﺷﯿﻮﻩ ﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﺮﻭﺯ ؛ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﺎﻟﻖ ﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ «ﺍﻥ ﺍﻻﻧﺴﺎﻥ ﻟﻔﯽ ﺧﺴﺮ . . . ﺍﻻ ﺍﻟﺬﯾﻦ ﺁﻣﻨﻮ ﻭ ﻋﻤﻠﻮﺍ ﺍﻟﺼﺎﻟﺤﺎﺕ ﻭﺗﻮﺍﺻﻮﺍ ﺑﺎﻟﺤﻖ ﻭﺗﻮﺍﺻﻮﺍ ﺑﺎﻟﺼﺒﺮ»

 


ﻫﺮﮔﺎﻩ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﻢ ﺑﺮ ﺳﺨﺘﯽ صبر کنند و به حق پافشاری ، و اسیر شکم و نان و هوا نشوند ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻋﻮﺽ ﺷﻮﺩ . . .

 

پی نوشت: وقتی ارزش ها عوض می شوند ؛ عوضی ها با ارزش می شوند . . .

[ ۹۳/۱۱/۰۵ ] [ ۱۶:۱۹ بعد از ظهر ] [ m.b.esmaili ]

 

«محمدرضا رحیمی» به ۵ سال و ۹۱ روز حبس، دو میلیارد و ۸۵۰ میلیون تومان رد مال و یک میلیارد تومان جزای نقدی محکوم شد.


طبق حکم دادگاه که در دیوان عالی کشور تأیید و قطعی شده است ، رحیمی مرتکب فساد شده است. او مجرم است به دریافت رشوه و تحصیل مال نامشروع و مستحق مجازات و احمدی‌نژاد هم یک عذرخواهی بدهکار. برخی می‌گویند فساد رحیمی مربوط به قبل از دولت احمدی‌نژاد است که اگر اینگونه هم باشد، احمدی‌نژاد نباید یک مفسد را به کار می‌گرفت!


مفسد ، مفسد است و در هر منصب و در هر سطح و منتسب به هر کس و متعلق به هر حزب و جناح که باشد، باید بدون هیچگونه مصلحت‌اندیشی و رودربایستی مجازات شود اما کم کم دارم به این یقین می‌رسم که قاطعیت در برخورد با مفاسد ارتباط مستقیم دارد با احمدی‌نژاد!


یعنی اگر رحیمی منتسب به احمدی‌نژاد نبود و به شخص دیگری منتسب بود ، مثلاً به هاشمی رفسنجانی ، معلوم نبود با چنین سرعت و جدیت و قاطعیتی در محاکمه مواجه می‌شدیم! مثل مهدی هاشمی رفسنجانی که سال‌ها در حصن حصین "بابا" قرار داشت و الان هم که بعد از این همه سال پایش به دادگاه باز شده است ، به گفته معاون اول قوه قضاییه ، باندهای قدرت و ثروت قاضی پرونده را تحت سنگین‌ترین فشارها قرار داده‌اند! و حتی یکی از نمایندگان مجلس گفته است قرار است برای مهدی هاشمی که اتهاماتش چندین برابر رحیمی است ، 2 سال حبس آن‌هم تعلیقی در نظر بگیرند!


یا مثل غلامحسین کرباسچی که معلوم نشد چه شد که از زندان آزاد شد! البته اگر بروید ماجرای فشار همه‌جانبه اصلاح‌طلب‌ها و هاشمی رفسنجانی و دولت دوم خرداد به قوه قضاییه را مطالعه کنید، معلوم می‌شود! حتی خاتمی که رئیس‌جمهور بود ، وارد عمل شد و به رهبری نامه نوشت و قس علی هذا!


علی ایحال کاش همه مفسدان یک ارتباطی با احمدی‌نژاد داشتند!

[ ۹۳/۱۱/۰۵ ] [ ۱۶:۱۷ بعد از ظهر ] [ m.b.esmaili ]

 

نه شکستن تابوی مذاکره با آمریکا ، نه تماس تلفنی روحانی و اوباما، نه مذاکره مستقیم و دوجانبه ایران و آمریکا و نه بگو و بخندها و مصافحه‌ها و معانقه‌ها و عکس‌های یادگاری ظریف و کری، هیچ کدام مشکلی را حل نکرد!


نه دشمنی و توهین‌ها و تحقیرها و تهدیدهای آمریکا کم شد. نه تحریم‌ها لغو شد. نه تحریم‌های جدیدی وضع نشد. تازه توطئه نفتی آمریکا و عربستان و کاهش شدید قیمت نفت هم شده است قوز بالای قوز!



حالا اگر فکر کردند این پیاده‌روی‌ها و این ژست دوستی گرفتن‌ها مشکلی را حل می‌کند ، زهی خیال باطل. پیاده‌روی که سهل است ، هزار تا کار خارق‌العاده دیگر هم بکنند ، آش همین آش است و کاسه همین کاسه!



رهبر انقلاب: من با مذاکره کردن مخالف نیستم ؛ مذاکره کنند ؛ تا هر وقت می‌خواهند مذاکره کنند! من معتقدم باید دل را به نقطه‌ هاى امید بخش حقیقى سپرد نه به نقطه‌هاى خیالى!

[ ۹۳/۱۱/۰۵ ] [ ۱۶:۱۶ بعد از ظهر ] [ m.b.esmaili ]
مردی به محضر رسول اكرم صلی الله علیه و آله مشرف می گردد و عرض كرد: یا رسول الله به چه كسی نیكی كنم؟

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به مادرت.

دوباره سوال كرد سپس به چه كسی نیكی كنم؟

حضرت فرمود: به مادرت.

بار دیگر سوال كرد سپس به چه كسی نیكی كنم؟

حضرت فرمود: به مادرت.

بار چهارم سوال كرد آنگاه به چه كسی نیكی كنم؟

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به پدرت

در هر مقام و هر لباسی که باشی نیکی به پدر و مادر اولی تر است



[ ۹۳/۱۱/۰۵ ] [ ۱۶:۱۵ بعد از ظهر ] [ m.b.esmaili ]

 

چند دختری


که در عرف جامعه به آن خوش حجاب نمیگویند


کنار قبر شهید گعده گرفته بودند


اولش کمی از خنده ها و شوخی کردن هایشان با هم سر قبر شهید ناراحت شدم


کمی که فکر کردم دیدم چقدر هم اتفاقا میتواند دل نشین باشد این جمع خودمانی آن ها با شهیدشان!


گویی سه دختر جوان با یک شهید نشسته اند و دارند گل میگویند و گل میشنوند!


حس خوبی بود


این که مجسم کنی شهید را


دوستی میگفت بهشت زهرا(س) که رفتی


فکر کن


مجسم کن که بالای هر مزار شهیدی ، خود آن شهید ایستاده و در چشمانت زل میزند


میگفت دو هفته که این کار را کنی


هفته سوم نتیجه اش را میبینی!


و چقدر دل نشین میشود زندگی با طعم نگاهِ شهید


نه آن نگاهِ غضبناکی که در فیلم ها و سریال ها نشانم داده اند


نه!


آن نگاه معصوم یک جوان حزب اللهی که تازه محاسن صورتش کامل شده ، یک شهیدِ آرام را میگویم!


به توی غرق گناه، به من غرق گناه


نگاهی که هر لحظه فریاد میزند دستانت را به سمت من دراز کن


آغوش من برای تو باز است


تو هم غرق در آغوشِ خاکی شهید بشوی ، شاید تو هم کمی خاکی شوی! 


و چه پناهی


و چه آغوشی بعد از آغوش مادر ، میتواند جبران اشک های من باشد ، جز آغوشِ آغشته به خون تو


چه رویای زیبایی . . .


ای کاش هر روزِ هفته ، پنج شنبه ، غروب بود . . . !

[ ۹۳/۱۱/۰۵ ] [ ۱۶:۱۴ بعد از ظهر ] [ m.b.esmaili ]
خبر آمد به دیار باقی پیش فرزند شهیدش پر کشیده پس به یاد او این مطلب را می خوانیم.و باز پدری به دیدار فرزند شهیدش شتافت ...

در پی در گذشت

حاج رمضان کریمی پدر شهید ناصر کریمی 

و امروز درگذشت

مرحوم سید رضوان عقیلی پدر شهید عباس عقیلی

 در کمتر از 30 روز  

خیلی از ما امروز مفهوم دیگری از خانواده شهید داریم خیلی راحت بعد از سالها پشت سرشان می گوییم "هر چه خواستند به آنها داده شده حتی بیشتر از حقشان" به خیال اینکه دیگر دینی بر گردن کسی ندارند به غیر از زخم زبان زدن کاری از دستمان بر نمی آید، اما نه اینکه اگر همین پدر شهید و پدرانی چون او نبودند و از فرزندشان نمی گذشتند، معلوم نبود چه سرنوشتی داشتیم؟

خیلی از پدران شهید در قربت و تنهایی به دیار باقی می روند و  ما همچنان  بی خبر می مانیم. و بعد از آن جز تسلیت چیزی برای گفتن نداریم حتی کلمه ای از اینکه آنها و فرزند شهیدشان چه کسانی بودند سخنی به میان نمی آید.

تا کنون چند بار حسرت دیدار و گفتگو با یک پدر و مادر شهید را همچون ورزشکاران و یا یک چهره سینمایی داشته ایم؟ کدام مسئول در عمل این حرف را "همه ما مدیون خون شهدا هستیم" که بارها پشت تریبون تکرار می شود، در عمل نشان داده است تا خانواده شهیدی همچون مهربان کمتر با سختیهای زندگی دست و پنجه نرم کنند.

به گفته مسئولان بنیاد شهید شهرستان نور 600 شهید داردخیلی از پدران آنها تاکنون به دیار باقی شتافته اند و اگر اندکی بگذرد باقی این پدران نیز به فرزندان شهیدشان خواهند پیوست تا زحمت را از دوش مسئولان بی عمل کم کنند .

[ ۹۳/۱۰/۲۲ ] [ ۱۶:۱۸ بعد از ظهر ] [ m.b.esmaili ]
http://media2.afsaran.ir/sipTxdV_530.jpg

[ ۹۳/۱۰/۱۸ ] [ ۲۰:۲۹ بعد از ظهر ] [ m.b.esmaili ]
مردی در حال ور رفتن با ماشین جدیدش بود.
 
دختر 4 ساله اش سنگی برداشته بود و بدنه ماشین را خراش می داد.
 
وقتی مرد متوجه شد با عصبانیت دست دخترک را گرفت و از روی خشم چند ضربه محکم به دستش زد 
 
غافل از اینکه با آچار در دستش این ضربات را وارد می کرد.
 
در بیمارستان، دخترک بیچاره به خاطر شکستگی های متعدد، انگشتانش را از دست داد.
 
وقتی دختر پدرش را دید، با چشمانی دردناک از او پرسید: «پدر انگشتانم کی رشد می کنند؟»
 
پدر خیلی ناراحت شده بود و حرفی نمی زد.
 
وقتی از بیمارستان خارج شد، رفت به سمت ماشین و چندین بار به آن لگد زد.
 
حالش خیلی بد بود. نشست و به خراش های روی ماشین نگاه کرد.
 
دختر نوشته بود: «دوستت دارم بابا.»
 
<<به خاطر داشته باشید که عصبانیت و عشق حد و مرزی ندارند>>
 
همیشه به خاطر داشته باشید که وسایل زندگی را باید استفاده کرد و 
 
مردم را باید دوست داشت و به آنان عشق ورزید. 
 
اما مشکل امروز جهان این است که مردم استفاده می شوند و وسایل و چیزها دوست داشته می شوند
[ ۹۳/۱۰/۱۸ ] [ ۱۹:۱۸ بعد از ظهر ] [ m.b.esmaili ]
http://img1.tebyan.net/Medium/1393/10/cf81ff386fdf4a7d9f00cd3f708926e9.jpg

مستر جیکاک جاسوس انگلیسی که سالها در مسجدسلیمان زندگی کرده. برای بدست آوردن دل مردم ساده دل و مذهبی منطقه، ابتدا زبان لری بختیاری را بخوبی یاد می گیرد و به درجه اجتهاد رسیده و حتی در مساجد بعنوان پیش نماز حضور داشته است.

او گیوه هایش را با یک اشاره عصا جفت می کرد و می گفتند این از معجزات اوست. البته او خود می گوید که مگنتی(آهنربا) در گیوه هایم قرار داده بودم که بانزدیک کردن عصا که آنهم درونش مگنت بود گیوه ها جفت می شدند...

این جاسوس انگلیس، روزی به مسجد می آید و به دروغ می گوید من حضرت علی علیه السلام را در خواب دیدم و او به من فرمود که به مردم بگو از این ماده سیاه و نجس (نفت) دوری کنند ...
و برای اثبات ادعایش پیراهن و عبایش را کنار می زند و جای سفید دستی روی شانه اش را نشان می دهد و می گوید این جای دست علی است بر شانه من.
او در کتابش تشریح می کند که روزی تکه ای کاغذ رابه شکل دست بریدم و روی شانه ام قرار دادم و کمی زیر آفتابداغ جنوب ماندم تا خوب اطراف ان کاغذ تیره شود.

معروف ترین شعر او این است:
"شما که عشق علی من دلتون نفت ملی سی چنتون"
شما که عشق علی در دلتان هست نفت ملی به چه دردتان می خورد.

متاسفانه همیشه دشمنان سیاس ما از سادگی توده های مردم و گاه از سادگی منصب داران برای رسیدن به منافع خود سؤ استفاده کردند.

┘◄ از کتاب "خاطرات مستر جیکاک جاسوس زبردست انگلیس در ایران قبل از ملی شدن نفت"
.
.
.
نتیجه:
انرژی هسته ای را سفت بچسبیم. اگر هم ما بی سواد باشیم و نفهمیم که انرژی هسته ای به چه دردی می خورد، همین که دشمن میخواهد ما آن را نداشته باشیم، مطمئنا انرژی هسته ای باعث پیشرفت، خودباوری و استقلال ماست که دشمن را می سوزاند

 
[ ۹۳/۱۰/۱۸ ] [ ۱۹:۱۵ بعد از ظهر ] [ m.b.esmaili ]

سلمان و ابوذر فاسد نمی‌شوند، فکری به حال طلحه و زبیر کنید

 

به گزارش بلاغ، روزنامه وطن امروز طی یادداشتی به قلم حسین قدیانی با عنوان «سلمان و ابوذر فاسد نمی‌شوند، فکری به حال طلحه و زبیر کنید» به مطلب توهین آمیز سایت خبرآنلاین وابسته به معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد پاسخ داد. متن کامل این یادداشت در پی می آید:  
 
همایش‌شان که نمایش بود، کنفرانس‌شان هم که سر از بی‌بی‌سی و فرانس 24 درآورد؛ بنازم آن سردار سپاه را که از همه دنیای طلحه و زبیر، حتی یک جلیقه ضدگلوله هم نخواسته است لیکن نمی‌گذارد پای داعش به مرز وطن برسد. تن رها کن، تا نخواهی پیرهن! که می‌گوید امشب، شبی از شب‌های کربلای پنج نیست؟!
 
تو داری در محور «سامرا - تکریت» با لعین داعشی می‌جنگی؛ اینجا در تهران، بعضی‌ها دنبال تسویه‌حساب سیاسی با تو هستند. الله‌اکبر از شرق ابوالخصیب که هنوز هم بر لب‌های حاج حسین خرازی گل لبخند زیباست. نوشتم حاج حسین خرازی، یادم آمد سردار شهید، آستین بی‌دستش را هم داخل جیب خودش می‌کرد! این است حکایت سلمان و ابوذر! مقداد و عمار! جان کلام بیسیم بچه‌های کربلای پنج! سلمان، سلمان، سلمان... ابوذر به گوشم! اینک به جای بعثی‌ها، بعضی‌ها می‌خواهند بچه‌ها را قیچی کنند! به گوشی برادر؟ به جای گیر دادن به طلحه و زبیر، بند کرده‌اند به سلمان و ابوذر. خود سلمان و خود ابوذر! مبارزه با فسادشان را نگاه کن! که می‌گوید امشب، شبی از شب‌های کربلای پنج نیست؟! بصره... اطراف بصره... جنگ جمل... ناکثین می‌خواهند با فساد سلمان و ابوذر مبارزه کنند! بخندید! جنگ گاوصندوق با قلک و قمقمه! نخیر حضرت مستطاب! سلمان و ابوذر با قدرت، فاسد نمی‌شوند، شما فکری به حال طلحه و زبیر کنید! دیشب آن عکس معروف کربلای پنج را دیدم، دلم گرفت! از غربت سلمان‌ها و ابوذرها دلم گرفت! بیرون مرزها داعش در فکر بریدن سر شیربچه‌های دلاور سپاه است، اینجا هم در داخل عده‌ای به خیال خود تکه‌پرانی می‌کنند. باکی نیست! سهم بچه‌های جنگ همین طعنه‌هاست. سخت‌تر از موشک میتران که نیست! شب بود اما حجم آتش، کار دوصد خورشید را می‌کرد!
 
از سنگری، صدای زیارت عاشورا می‌آمد، از سنگری صدای های‌های گریه. که می‌گوید امشب، شبی از شب‌های کربلای پنج نیست؟! زمستان 65 حسین خرازی می‌گفت «مطبوعات ما جنگ را درشت می‌نویسند، نه درست». کجایی سردار که ببینی امروز مطبوعات ما علیه بچه‌های جنگ درشتی می‌کنند؟! من البته خوشحالم زنجیره‌ای‌ها سپاه را می‌زنند! «جمل آنلاین» باید هم سلمان و ابوذر را بزند، چرا که تا خرخره سر در آخور طلحه و زبیر دارد! رسانه‌هایی که لوگوی خود را یک روز با رنگ کروات جان کری ست می‌کنند و دگر روز با پرچم تروریست‌های تکفیری، باید هم سپاه را بزنند! وطن‌فروش، باید هم سپاه را بزند! اجنبی‌پرست باید هم بسیج را بزند! در والفجر 8 شهیدی را می‌شناسم که وقتی دخترش به دنیا آمد، دقایقی از شهادتش گذشته بود. شگفتا از شرف بعضی‌ها که در مبارزه با فساد، به جای آقازاده زبیر، به آرم «لااله الاالله» سپاه مشکوک شده‌اند! به شهادت علمدار شهید کربلای پنج سپاه، نه فقط با دست خالی، که حتی با آستین بی‌دست هم برای انقلاب، پاسداری کرده است. دیروز و امروز ندارد. سپاه، هم این‌ور اروند امتحان خود را به‌خوبی پس داده، هم آن‌ور اروند. چه می‌نویسم که پاسدار جمهوری اسلامی، در حومه دمشق، سر داد تا حرم عقیله بنی‌هاشم به دست حرمله‌های روزگار نیفتد! در زدن سپاه، هر که با حرمله‌های روزگار همصدایی کند، بلاشک درلشکر عمر سعد است!
 
عزیز پاسدار! بعد از جنگ، درد خودش را مستتر کرد در نگاه تو. هم هست و هم نیست. شقایق، قایق عاشورا بود که عاشقانه نگاهت را دوست داشت، بی مزد و منت. بدر، اندازه تو درد نکشید. درد، مستقرِ سینه مرد است. حالا دیگر سنگر خوب و قشنگی نداری! این شهر برای تو سنگر نمی‌شود. مثنوی را در وصف تو باید سرود. برای تو، هنوز جنگ تمام نشده. قطعنامه هم نتوانست سرفه‌های تو را قطع کند. گاز خردل سینه‌ات را کرده شرق ابوالخصیب و ریه تو قسمتی از غروب شلمچه است. سازمان ملل، صدام را متجاوز اعلام کرد اما اینجا بعضی‌ها هنوز از نفس تو طلبکارند! که می‌گوید امشب، شبی از شب‌های کربلای پنج نیست؟!

[ ۹۳/۱۰/۱۸ ] [ ۱۹:۲ بعد از ظهر ] [ m.b.esmaili ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

اين وبلاگ براي انتخابات مجلس90 طراحي و ((این وبلاگ وابسته به هیچ جناح و مرکز و ارگانی نمیباشد. )) ودر ادامه به بیان مشکلات و اخبار شهرستان نور و به طور کل دوکلمه حرف حساب با مردم شهرستان و بخش چمستان می پردازد . و هر از گاهي شوخي سياسي مي كند .اميدوارم به دل نگيريد .
برای تبلیغات 09366807884
سامانه پیامک تبلیغاتی30004630
یا علی مدد
امکانات وب